![]() |
![]() |
|
| وقتی تو نیستی نه هست هایمان چونان که بایدند نه باید ها ... |
مادرم... دستان مهربانت را میبوسم. همان دستانی که به من عشق را آموخت. دستانی که همیشه رو به اوج بود و مرا با خود به اوج رسانید. دستانی که خدا را به من نشان داد آری همان دستانی که غروب جمعه رو به آسمان ها بودوفریاد العجل سر میداد. ومن آموخته ام ( رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند ) اما آنچه مرا به نوشتن واداشت... مادر بزرگ عزیزم.مادر مهربانم .خاله های خوبم روز در خورتان مبارک أنچه آموخته ام را صادقانه وعاشقانه برایتان میگویم امام زمان خوبم الگوی بزرگ زنان اسلام بهشتی ترین مادر دنیا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 تیر1385ساعت 0:8 توسط صالحه |
|
|
آدینه ای دیگر گذشت وتوهنوزنیامدی... اما ما چشم انتظار تواییم تاآدینه ی دیگر.و برای ظهورت از ته دل دعا میکنیم.در نمازمان در قلبمان تنها با یک جمله اللهم عجل لولیک الفرج زیرا ظهور تو زیباتر از ظهور همه ی زیباییهاست. هر آدینه میخوانیمت به جان: بنفسی انت من نازح مانزح عنا اما انتظار چقدر دیر میگذرد. و اما ما با صد نگاه خسته صدا میزنیم تورا چشم براه توائیم ای یوسف دلها ومیدانیم میآیی وفریاد میزنی: هر که مهربانی نمیداند از ما نیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 تیر1385ساعت 20:10 توسط صالحه |
|
|
چه بگویم که تورا نازکی طبع لطیف آنقدر هست که آهسته دعا نتوان کرد ومن با شروعی دوباره آمدم اما متفاوت... متفاوتر از همیشه. یادت هست که نوشته هایم روی صفحه ی دلم بود وعاشقانه تنها برای تو سرود عشق میخواندم وتو تنها نجوای دلم رامیشنیدی یادت هست دلتنگی هایم را که تنها وتنها برای توبود .چند سالی است که می گذرد و دوری توامانمان را بریده وماعاشقانه تر از همیشه چشم انتظارتوهستیم باشد که روز مبادا بیایدو وتو بیایی. روزمبادا.. وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه که بایند نه بایدها... مثل همیشه حرف آخرم وآخر حرفم را با بغض می خورم عمری لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست. آن روز هر چه که باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست عین همین روزهای ماست. وچه کسی میدانندروز مبادا چه روزی است ؟ وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه بایدها.... هر روز بی تو روز مباداست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 تیر1385ساعت 12:48 توسط صالحه |
|
|
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!
خدا کند تو بیایی و صبح سحر سر بزند که بی ستاره ترین شب . شب جدایی توست
یادمه غروبای جمعه خونمون یه جور دیگه بود . یه رنگ و بوی دیگه ای داشت.یادمه مامانم غروبای جمعه به گلای نرگس توی حیاطمون یه جور دیگه آب می داد.کم کم که بزرگ شدم از مامانم پرسیدم: که غروبای جمعه چه دعایی می خونه؟! ازش پرسیدم :چرا می خونه؟ ازش پرسید م: چرا جمعه؟! مامانم همه روتوی یه بیت خلاصه کرد و گفت:
جمعه یعنی طاق ابروی نگار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار! و من از آن هنگام عکس تو را به صفحه پندار می کشم و عمری است که حسرت دیدار می کشم! و برای ظهورت از ته دل دعا می کنم
خدا کند که بیایی!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 تیر1385ساعت 12:42 توسط صالحه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من منتظر
چشم به راه تواگر منتظری به محفل من بیا اگر منتظری با من بخوان اللهم عجل لولیک الفرج |
| همراهان منتظر |
|
ستاره خاموش سخن صمیم ادب سید محمدجوادذاکرطباطبایی مشاوره روانشناسی همراهان منتظر |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مهر 1387 مرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| منتظران |
|
رویای مرگ عاشق خدا باش تا ... آشنایی با پدر زمان منتظران یوسف فاطمه کنیزان حضرت زهرا(س) زائر بقیع شکوفه نرگس چشمان منتظر آفتاب مهر یا ساقی کوثر (عبدالزهرا) نینوائیان آقاي احمدي نژاد |
|
RSS
|